- بلاگ‌ها

صفحه اصلی >  بلاگ‌ها

چرا بزرگسالان از اسباب بازي هاي پر رنگ خوششون مياد؟

Time : 2024-07-30 Hits :0

حیوانات پر شده اغلب به عنوان چیزی برای کودکان تصور می شوند یک سرگرمی کودکانه که ما باید در نهایت از آن دست بکشیم، مانند دوستان خیالی و کاپری-سان. اگر سرگرمی بعد از نوجوانی ادامه یابد، می تواند خجالت آور باشد. "لطفاً، هیچ کس نمی تواند من را به خاطر اینکه هر شب در ۳۰ سالگی با یک خرگوش می خوابم، روانکاوی کند".

با این حال، این موضوع غیرمعمول نیست: طبق نظرسنجی‌ها، حدود ۴۰٪ از بزرگسالان آمریکایی با یک حیوان پُرپشم خواب می‌خورند. و در سال‌های اخیر، حیوانات پُرپشم در میان بزرگسالان محبوبیت بیشتری یافته‌اند.

اریکا کانسادا، استاد دانشگاه امری که فرهنگ قابل‌عشق را مطالعه می‌کند، در ایمیلی که به من فرستاد گفت که این فقط مسئله نگهداری یادبودهای کودکی برای دلخواهی نیست — بزرگسالان همچنین خودشان حیوانات پُرپشم می‌خرند فقط و فقط زیرا آنها را دوست دارند.

بازار کودم (که توسط یک شرکت تحقیق بازار به هر کسی بالای ۱۲ سال تعریف شده) گفته می‌شود حدود ۹ میلیارد دلار در فروش اسباب بازی سالانه تولید می‌کند. جمله از پرطرفدارترین برند‌های مدرن اسباب بازی پشمی، Squishmallows و Jellycat هستند که در تخصص تولید اسباب بازی پوشیده شده غیرمعمولی مثل کاهو و اوز قوس قزح دارند.

نسل Z در جلوگام برای پذیرش اسباب بازی پشمی بوده است: ۶۵٪ خریداران Squishmallows بین ۱۸ تا ۲۴ سال سن دارند.[2] ریچارد گاتلیب، مشاور صنعت اسباب بازی، به NPR گفت که «این موضوع از حالتی که غریبه بود... به آنچه امروزه است تغییر کرد، که نسل Z و میلennialها با افتخار با آنها بازی می‌کنند.»

البته، بسیاری از مردم همچنان فکر می‌کنند که برای بزرگسالان جمع‌آوری بازی‌دستی عجیب یا کودکانه است. وقتی ستاره تیک‌توک، شارلی دِی‌امیلیو، عکسی از خودش منتشر کرد که با گروهی کوچک از رنگارنگ Squishmallows استراحت می‌کند، بعضی از نظردهندگان به طور فوری شروع به هجوی از مجموعه‌اش کردند. دِی‌امیلیو از این موضوع ناراحت بود: «همه انتظار دارند من همیشه مثل بزرگسال باشم»، او نوشت (او در آن زمان ۱۶ ساله بود). «من همچنان در حال رشد هستم.»

هرچند اختلاف نظر آنلاین به نظر ممکن است بی‌اثر باشد، اما به یک مذاکره فرهنگی پیوسته اشاره دارد که در مورد اینکه چقدر زندگی بزرگسالان می‌تواند محلی برای شیرینی و بازی‌پردازی باشد و آیا بزرگسالان باید «در حال رشد شوند»، صحبت می‌کند.

وقتی کودک بودم، خیلی به حیوانات پُرپشم علاقه نداشتم؛ آنها را مثل پیناتاس‌های بی‌کمک و بدون شکلات می‌دیدم. اما در اوایل دهه ۲۰ سالگی، بسیاری از دوستان من شروع به خرید و دادن حیوانات پُرپشم به یکدیگر کردند. یک دوست از من پرسید که آیا برای یک اژدهای پُرپشم، نام «بلی» یا «لو لو» بهتر است. برای تولد ۲۱م من، کسی یک بازیچه نان فرنگی پُرپشم از جِلیکت به من هدیه داد. من آن را کنار تخت خود نگه دارم و می‌دانم بسیاری از هم‌عصرانم همین کار را انجام می‌دهند.

برخی افزایش شهرت حیوانات پُرپشم را به دلیل رواج در شبکه‌های اجتماعی، کجا که آنها خیلی قشنگ، حافظ‌بودنی و به راحتی قابل اشتراک‌گذاری هستند، محکوم می‌کنند. کانساکا می‌گوید که محبوبیت جهانی هلло کیتی و پیکاچوی ژاپن نیز نقشی در این موضوع داشته است.

دیگران نسل‌های جوان را به دلیل بودن آنها در برابر تکان‌های زندگی مسئول می‌دانند، همانطور که یک سربرگ در مجله فیلادلفیا نوشته است، «نسل میلennialها! خالی از بافت‌های خود و حیوانات بچگی. بزرگ شوید!» [3] اما توضیح رایج‌ترین به نظر می‌رسد این است که استرس، تنهایی و نااطمینانی دوران ابتدایی دنیاگیری بیماری، داغستان‌ها را به دنبال راحتی که از حیوانات لاستیکی می‌آید، راه انداخته است. «من یک خرس قطبی لاستیکی از اتاق خواب کودکی‌ام گرفتم،» سارا گانت در نیویورک تایمز نوشته است، «تا بر ضد تهاجم خبرهای بد و ترس محافظت کنم.»

اما دانشمندانی مانند سایمون می، فیلسوفی در دانشگاه کینگز کالج لندن، مطمئن نیستند که بازگشت داغستان‌ها در میان بزرگسالان کاملاً مرتبط با دنیاگیری بیماری است. می به من گفت که استرس و نااطمینانی بخشی از زندگی انسانی بوده است که خیلی قبل از سال ۲۰۲۰ وجود داشته است. برای او و دیگر دانشمندانی که حیوانات لطیف را مطالعه می‌کنند، این بازگشت بخشی از تغییر بزرگ‌تری است که برای صدها سال ادامه دارد: مرز بین کودکی و بزرگسالی در حال پاک شدن است.

کودکی همیشه حافظه‌ای قابل یادآوری نیست. این دوره از زندگی دارای عدم قطعیت بسیاری است: بسیاری از کودکان تا بلوغ نمی‌رسند و به علت بیماری‌هایی که اکنون قابل جلوگیری هستند، مردند. برخی از کودکان از سنین کوچک در کارخانه‌ها و معادن زغال‌سنگ کار می‌کردند.

«برای نمونه‌ای که حالا فراتصور است،» جوشوا پل دیل، استاد مطالعات فرهنگی لطافت در دانشگاه چوئو توکیو، در کتاب «ناپذیرفتنی: چگونه لطافت مغز ما را تنظیم کرد و جهان را فتح کرد» نوشت، «تا اوایل قرن بیستم، نه تنها معمول بلکه قابل قبول بود که کودکان در باشگاه‌های شربتی مست شوند.»

دیل می‌گوید که مفهوم «کودکی» بیشتر در طی دوران روشنگری شکل گرفت. پیش از آن، کودکان عموماً به عنوان بزرگسالان کوچک دیده می‌شدند — حتی بسیاری از نقاشی‌های قرون وسطی نوزادان به نظر می‌رسیدند نسخه‌های کوچک و سختی از بزرگسالان با خط‌موها و تمام ویژگی‌های آن‌ها هستند. فیلسوف جان لوک با نظریهٔ «تابلا رزا» کمک کرد تا کودکان را به جای بزرگسالان ناقص، به عنوان صفحه‌های خالی با پتانسیل تعریف کند.

تا قرن بیستم، که اغلب به آن "قرن بچگی" گفته می‌شود، حمایت‌های مربوط به کودکان به عنوان یک مرحله تشکیل‌دهنده زندگی به خوبی برقرار شده بود. حتی ممکن است ارزش‌هایی که در آن دوران ظاهر شد را «پرستاری از کودک» نامیده باشند. تا سال ۱۹۱۸، تمام ایالات آمریکا قوانینی تصویب کرده بودند که الزام می‌رساند کودکان به مدرسه بروند. در سال ۱۹۳۸، آمریکا محدودیت‌های صریحی بر کار کودکان وضع کرد. در سال ۱۹۵۹، اعلامیه حقوق کودک ملل متحد به حمایت و مراقبت ویژه از کودکان دعوت کرد. والدین همچنین می‌توانستند انتظار بیشتری از طول عمر فرزندان خود داشته باشند: ۴۶٪ کودکانی که در سال ۱۸۰۰ به دنیا آمدند، تا سن پنج سالگی زنده نماندند، اما تا سال ۱۹۰۰، این عدد تقریباً نصف شده بود. در کتاب «قدرت خوش‌بختی»، مای نوشته که کودکی به «مکان مقدس جدید» تبدیل شده است.

با این حال، دیل به من گفت که در سال‌های اخیر، هرچند کودکی همچنان مورد احترام و حفاظت قرار دارد، اما بزرگسالی اغلب با دشواری بیشتر از آزادی مرتبط شده است. یک مطالعه اخیر نشان داد که بزرگسالان بین سن ۱۸ تا ۳۰ سال دیدگاه منفی‌ترین نسبت به بزرگسالی را دارند، [۴] شاید زیرا تاخیر در دستیابی به میلستون‌های سنتی «بزرگسال»، مانند ازدواج و دارایی فرزند، منجر به شکافی بین انتظارات و واقعیت شده است. دیل همچنین این پessimism نسبت به بزرگسالی را به عواملی مانند اقتصاد گیگ و ناامنی شغلی نسبت می‌دهد: «روز به روز سخت‌تر می‌شود که بزرگسال باشی این روزها.»

در نتیجه، خط تفکیک بین کودکی و بلوغ به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر باهم آمیخته شده است. «آیا ما از یک طرف، کودکانی را می‌بینیم که به صورت فزاینده‌ای مثل بزرگسالان رفتار می‌کنند؟» می می‌نویسد. به دلیل قابل توجهی به خاطر رسانه‌های اجتماعی، کودکان اغلب به سرایت‌دهندگان بزرگسالان معرض آنیxietyهای بزرگسالان قرار می‌گیرند، که این موضوع به پدیده‌هایی مانند «نوجوانان Sephora» که محصولات مراقبت از پوست ضد علائم سن بلوغ استفاده می‌کنند، منجر می‌شود. «از طرف دیگر،» می ادامه می‌دهد، «بزرگسالان به طور فزاینده‌ای متقاعد شده‌اند که کودکی عامل تعیین‌کننده‌ای در تمام زندگی یک فرد است.»

بنابراین، کودکان در دوران کودکی به بزرگسالان تبدیل می‌شوند و بزرگسالان به کودکان.

برای می، کودکی به نظر می‌رسد به یک آینه تبدیل شده است که از طریق آن بسیاری از بزرگسالان زندگی هیجانی خود را بررسی می‌کنند. «در هر یک از ما، یک کودک جوان و مبتلا وجود دارد،» زن معلم ثیک نات هان می‌نویسد، و این مفهوم «کودک داخلی» که اولین بار توسط روانشناس کارل یونگ محبوب شد، به یک مفهوم بهداشتی محبوب تبدیل شده است.

این مفهوم گاهی زیبا و گاهی به مرز احمقانه بودن می‌رسد: ما اغلب پست‌هایی می‌بینیم مثل «جمع‌آوری عروسک‌ها درون من را شفا داد» و «من یک کروز کارائیبی برگزار کردم تا درون کودکی خود را شفا دهم.» در تیک‌توک، یک روند سال ۲۰۲۲ کاربران را به قرار دادن عکس‌های کودکی خود با عباراتی مانند «وقتی به خودم بد رفتار می‌کنم، به یاد می‌آورم که من به آن‌ها بد رفتار نمی‌کردم.»

در حالی که اوج عاطفی فیلم جدید جنیفر لوپز، «این من… حالا»، صحنه‌ای است که لوپز بزرگسال به درون کودکی خود می‌خواند و او را می‌داهد و می‌گوید: «دوستت دارم... معذرت می‌خواهم.» اگر دوران کودکی «مکان مقدس جدید» باشد، همانطور که می‌گوید، آنگاه این تأکید بر «درون کودک» ممکن است راهی برای این باشد که بزرگسالان اصرار داشته باشند آن‌ها نیز مقدس هستند - که درون کودک آن‌ها باید به طور لطیف درمان شود، حتی تا حیوانات بچه‌ای.

گرایش به قابل‌عشقی می‌تواند راهی برای رد کردن طبیعت سخت و بیش از حد جدی زندگی بزرگسالانه و تسلیم شدن به اینکه هم دوران کودکی و هم بزرگسالی در حال تغییر هستند، باشد. «پذیرش قابل‌عشقی نیز می‌تواند راهی برای چالش‌دادن نقش‌های سنتی بزرگسالان که منسوخ، قدیمی و مضر شده‌اند، باشد» کانسادا می‌نویسد. بزرگسال بودن فقط شامل نوشیدن ویسکی و پرداخت مالیات نیست. «به جای قبول اینکه بزرگسالی و قدرت فقط به یک شکل وجود دارند (که ما باید قوی و مردانه باشیم)، بازی‌:animated toys می‌توانند راهی برای پذیرش یک نسخه نرم‌تر و لطیف‌تر از بزرگسالی باشند.»

واقع است که جمع‌آوری بازی‌animated toys علاقهٔ همه نیست، اما راه‌های دیگری نیز برای داشتن لحظات بازی و تعجب در زندگی بزرگسالانه وجود دارد، مثل دیدن پرنده و عضویت در گروه Dungeons & Dragons.

می‌تواند مای بارور فکر کند که تغییر مرزها بین کودکی و بلوغ، قسمت طبیعی از تحول ذهن انسانی است. این مرزها شکسته خواهند شد، به ویژه مخالفت‌های دوگانه: «جایی که امروزه واضح‌ترین نمونه آن را می‌بینیم در موضوع جنسیت است». در حالی که مرزهای قانونی سنی ممکن است باقی بمانند، کودکی و بلوغ یک روز شاید به عنوان نقاطی روی یک پیوستگی، نه مراحل زندگی جدا از هم، دیده شوند. در نهایت، «طریقهٔ جدید برای بلوغ یکی خواهد بود که این عناصر کودکانه را در بر می‌گیرد»، دیل می‌گوید. بازگشت دوبارهٔ بازی‌افزارهای پشمی برای بزرگسالان ممکن است فقط پیش‌آیند چیزی باشد که سپس می‌آید: شاید یک روز همه ما بزرگسالانی باشیم که همچنان قلبی کودکانه داریم.

Related Search